-
آذر قئزی
18 خرداد 1391 10:15
ائلیمین اوبامین سازینا بندم ظولمه باش اَیمیین قئزینا بندم گورمهلی قئشینا یازینا بندم الدوزلار ایچینده دان اولدوزویام افتخاریم بو دور آذر قئزییام بینامی قویوبدور عشقیله آنام اویرهدیب ائلی مین دردینه یانام اولکهمی عزتیم شرفیم سانام الدوزلار ایچینده دان اولدوزویام افتخاریم بو دور آذر قئزییام کوکومو قازمالار، قورودا...
-
واریم
18 خرداد 1391 10:12
سن منیم تیتردهنیم سن بولودا چاتدیرانیم ساز دا اولسایدیم اگر توز بوروموشدو کوکومو منی ایدیم؟ غم سیزلیک سندهکی شاعیرلیک بیردن آنجاق منی دیللندیردی اولدوم عاشیق یئریدیم، سونرا ایناندیم کی وارام حرکت دونیامی آلت اوست ائلهدی مهربان اللریوین ردی هله کؤنلومده گوزلریندن الهنن دویغولارین دادی داماغیمدا قالیب او لطافتلی...
-
نه ائتمهلیام؟
14 خرداد 1391 15:27
من ایستیرهم اوزومو آغلایام نه ائتمهلیام؟ اولن دیلکلره یاس ساخلایام نه ائتمهلیام؟ من ایستیرهم کوزه ریب اودکیمین کول اولسامدا قارانلیقین اورهگین داغلایام نه ائتمهلیام چوخ ایستیرهم قوناقیم اولسا شعریمین پریسی قیزیل غزل قولونا باغلایام نه ائتمهلیام من ایستیرهم سویو چاتدیرماغا یارین باغینا جوشوب شلاله کیمین...
-
از شیخ محابا هست از شیر محابا نیست
14 خرداد 1391 15:27
یک روز فروغ آید زان نقطه که پیدا نیست صد حیف که این طالع در پنجره ما نیست از له له تیر ای دل فردای تو معلوم است هر چند که میگویند در فصل تو فردا نیست اندر سر بازاری، میگفت قلمکاری از هر رده رنگی هست رنگی ز مدارا نیست هر بیسر و پا امروز از سیر سما گوید در سیر سما آری حاجت به سر و پا نیست از من مطلب شعرم در زاهد اثر...
-
ریاست میزی
11 اردیبهشت 1391 12:55
ایندیهتک بیله بیلوردم خانم هرزه و هزیاندی ریاست میزی ایندی اوتوردوم گورورم آی جانم تخت سلیماندی ریاست میزی آخ نئجه راحت نئجه اگلشملی هر نئجه یورقون اوتوسا دینجلی چوخ یوموشاق سلقلی کیف سورملی لایق سلطاندی ریاست میزی تخت سلیماندی ریاست میزی میز نئجه میز اگلشنی جست ایدیر رند و خرابات و قوی دست ایدیر بی می و مینا...
-
مینی ژوب
6 اردیبهشت 1391 19:48
نه گوزل خوش یاراشیرمش سنه ای جان مینی ژوب حسنوه ویردی ترقی یوزه دوخسان مینی ژوب ایوون آباد اولا عالمده مُد ایجاد ایلین صبریمی طاقتمی ایلدی تالان مینی ژوب نه دوتور قول قیچی نه یول یرینده یخوری ایوون آباد ایلدون ایشلری آسان مینی ژوب پستهنین اوستی آچیلدی کیلوسی برمی تومن ایلدی آغ کلمین قیمتین ارزان مینی ژوب گتور ای ساقی...
-
ساقی، بیار می، که فرو رفت آفتاب
1 اردیبهشت 1391 01:14
ساقی، بیار می، که فرو رفت آفتاب بنمود تیره شب، رخ خورشید مه نقاب منگر بدان که روز فروشد، تو می بیار کز آسمان جام برآید صد آفتاب بنیاد عمر اگر چه خراب است، باک نیست خوشتر بود بهار خراباتیان خراب یاران شدند مست و مرا بخت خفته ماند بیدار کن به بوی می این خفته را ز خواب بگشا سر قنینه، که در بند ماندهام وز بند من مرا...
-
ایها الناس ویرون رای منه
4 فروردین 1391 19:03
ایها الناس ویرون همتلن رای منه منی وادارایلیون شرکت ایدوم انجمنه شاعرم شعریله هر مطلبی تحریر ایدهرم قارییم آیهنی اوز شائنیمه تفسیر ایدهرم سیل یخان ایولری بیر هفتهده تعمیر ایدهرم لادیمز حکمیمه مستاجر اولا یا سکنه ایها الناس ویرون رای منه قویمارام شهریده بیر ذره کثافت اثری گرک آسفالت اولونا شهریمیزین کوچهلری...
-
باد ما را با خود خواهد بُرد
3 فروردین 1391 19:00
در شب کوچک من، افسوس باد با برگ درختان میعادی دارد در شب کوچک من دلهرهی ویرانیست گوش کن وزش ظلمت را میشنوی؟ من غریبانه به این خوشبختی مینگرم من به نومیدی خود معتادم گوش کن وزش ظلمت را میشنوی؟ در شب اکنون چیزی میگذرد ماه سرخست و مشوش و بر این بام که هر لحظه در او بیم فرو ریختن است ابرها، همچون انبوه عزاداران...
-
غـزل
3 فروردین 1391 18:57
«امشب به قصهی دل من گوش میکنی فردا مرا چو قصه فراموش میکنی» هـ. ا. سایه چون سنگها صدای مرا گوش میکنی سنگی و ناشنیده فراموش میکنی رگبار نوبهاری و خواب دریچه را از ضربههای وسوسه مغشوش میکنی دست مرا که ساقهِی سبز نوازش است با برگهای مرده همآغوش میکنی گمراهتر از روح شرابی و دیده را در شعله مینشانی و مدهوش...
-
شعر سفر
3 فروردین 1391 18:57
همه شب با دلم کسی میگفت «سخت آشفتهای ز دیدارش صبحدم با ستارگان سپید میرود، میرود، نگهدارش» من به بوی تو رفته از دنیا بیخبر از فریب فرداها روی مژگان نازکم میریخت چشمهای تو چون غبار طلا تنم از حس دستهای تو داغ گیسویم در تنفس تو رها میشکفتم ز عشق و میگفتم «هر که دلداده شد به دلدارش ننشیند به قصد آزارش برود، چشم...
-
روی خاک
3 فروردین 1391 18:57
هرگز آرزو نکردهام یک ستاره در سراب آسمان شوم یا چو روح برگزیدگان همنشین خامش فرشتگان شوم هرگز از زمین جدا نبودهام با ستاره آشنا نبودهام روی خاک ایستادهام با تنم که مثل ساقهی گیاه باد و آفتاب و آب را میمکد که زندگی کند باروَر ز میل باروَر ز درد روی خاک ایستادهام تا ستارهها ستایشم کنند تا نسیمها نوازشم کنند از...
-
آفتاب میشود
3 فروردین 1391 18:56
نگاه کن که غم درون دیدهام چگونه قطره قطره آب میشود چگونه سایهی سیاه سرکشم اسیر دست آفتاب میشود نگاه کن تمام هستیم خراب میشود شرارهای مرا به کام میکشد مرا به اوج میبرد مرا به دام میکشد نگاه کن تمام آسمان من پر از شهاب میشود تو آمدی ز دورها و دورها ز سرزمین عطرها و نورها نشاندهای مرا کنون به زورقی ز عاجها، ز...
-
گذران
3 فروردین 1391 18:56
تا به کی باید رفت از دیاری به دیاری دیگر نتوانم، نتوانم جستن هر زمان عشقی و یاری دیگر کاش ما آن دو پرستو بودیم که همه عمر سفر میکردیم از بهاری به بهار دیگر آه، اکنون دیریست که فرو ریخته در من، گوئی، تیره آواری از ابر گران چو میآمیزم، با بوسهی تو روی لبهایم، میپندارم میسپارد جان عطری گذران آنچنان آلودهست عشق...
-
دوز و کلک انتخابات
3 فروردین 1391 18:55
ماه مشروطه در این ملک طلوعیدن کرد انتخابات دگر بار شروعیدن کرد شیخ در منبر و محراب خشوعیدن کرد حقّه و دوز و کلک باز شیوعیدن کرد وقت جنگ و جدل و نوبت فحش و کتک است انتخابات شد و اوّل دوز و کلک است صاحب الرایا! رو صبح نشین روی خرک رایها پیش نه و داد بزن های جگرک پوت قند آید از بهر تو و توپ بَرَک میدود پیشتر و میدهدت...
-
آن روزها
3 فروردین 1391 17:08
آن روزها رفتند آن روزهای خوب آن روزهای سالم سرشار آن آسمانهای پر از پولک آن شاخساران پر از گیلاس آن خانههای تکیه داده در حفاظ سبز پیچکها به یکدیگر آن بامهای بادبادکهای بازیگوش آن کوچههای گیج از عطر اقاقیها آن روزها رفتند آن روزهایی کز شکاف پلکهای من آوازهایم، چون حبابی از هوا لبریز، میجوشید چشمم به روی هرچه...
-
بهاریه
29 اسفند 1390 01:07
بگریست ابر تیره به دشت اندر وز کوه خاست خندهی کبک نر خورشید زرد، چون کله دارا ابر سیه چو رایت اسکندر بر فرق یاسمین، کله خاقان بر دوش نارون، سَلَبِ قیصر قمری به کام کرده یکی بربط بلبل بهنای برده یکی مِزهَر نسرین به سر بهبسته ز نو دستار لاله به کف نهاده ز نو ساغر نوروز فر خجسته فراز آمد در موکبش بهار خوش دلبر آن یک...
-
در مدح امیرمومنان
28 اسفند 1390 12:24
ای نگار روحانی، خیز و پرده بالا زن در سرادق لاهوت کوس لا و الا زن در ترانهی معنی دم ز سر مولا زن وان گه از غدیر خم بادهی تولا زن تا ز خود شوی بیرون، زین شراب روحانی در خم غدیر امروز بادهای به جوش آمد کز صفای او روشن جان بادهنوش آمد وان مبشر رحمت باز در خروش آمد کن صنم که از عشاق برده عقل و هوش آمد با هیولی توحید...
-
ناگهان پرده برانداختهای یعنی چه
25 اسفند 1390 09:35
ناگهان پرده برانداختهای یعنی چه مست از خانه برون تاختهای یعنی چه زلف در دست صبا گوش به فرمان رقیب این چنین با همه درساختهای یعنی چه شاه خوبانی و منظور گدایان شدهای قدر این مرتبه نشناختهای یعنی چه نه سر زلف خود اول تو به دستم دادی بازم از پای درانداختهای یعنی چه سخنت رمز دهان گفت و کمر سر میان و از میان تیغ به ما...
-
خنک آن دم که نشینیم در ایوان من و تو
20 اسفند 1390 00:41
خنک آن دم که نشینیم در ایوان من و تو به دو نقش و به دو صورت، به یکی جان من و تو داد باغ و دم مرغان بدهد آب حیات آن زمانی که درآییم به بستان من و تو اختران فلک آیند به نظاره ما مه خود را بنماییم بدیشان من و تو من و تو بیمن و تو جمع شویم از سر ذوق خوش و فارغ ز خرافات پریشان من و تو طوطیان فلکی جمله شکرخوار شوند در...
-
گر رود دیده و عقل و خرد و جان تو مرو
20 اسفند 1390 00:39
گر رود دیده و عقل و خرد و جان تو مرو که مرا دیدن تو بهتر از ایشان تو مرو آفتاب و فلک اندر کنف سایه توست گر رود این فلک و اختر تابان تو مرو ای که درد سخنت صافتر از طبع لطیف گر رود صفوت این طبع سخندان تو مرو اهل ایمان همه در خوف دم خاتمتند خوفم از رفتن توست ای شه ایمان تو مرو تو مرو گر بروی جان مرا با خود بر ور مرا...
-
چهره زرد مرا بین و مرا هیچ مگو
20 اسفند 1390 00:38
چهره زرد مرا بین و مرا هیچ مگو درد بیحد بنگر بهر خدا هیچ مگو دل پرخون بنگر چشم چو جیحون بنگر هر چه بینی بگذر چون و چرا هیچ مگو دی خیال تو بیامد به در خانه دل در بزد گفت بیا در بگشا هیچ مگو دست خود را بگزیدم که فغان از غم تو گفت من آن توام دست مخا هیچ مگو تو چو سرنای منی بیلب من ناله مکن تا چو چنگت ننوازم ز نوا هیچ...
-
من غلام قمرم غیر قمر هیچ مگو
20 اسفند 1390 00:35
من غلام قمرم غیر قمر هیچ مگو پیش من جز سخن شمع و شکر هیچ مگو سخن رنج مگو جز سخن گنج مگو ور از این بیخبری رنج مبر هیچ مگو دوش دیوانه شدم عشق مرا دید و بگفت آمدم نعره مزن جامه مدر هیچ مگو گفتم ای عشق من از چیز دگر میترسم گفت آن چیز دگر نیست دگر هیچ مگو من به گوش تو سخنهای نهان خواهم گفت سر بجنبان که بلی جز که به سر...
-
2 سال گذشت
26 بهمن 1390 20:35
دو سال از انتشار وبلاگ گذشت با سلام و تشکر از کلیهی دوستان عزیز، از همراهی و نظرات شما در این مدت تشکر می نمایم.
-
گوزلرینین قاره سینه!
24 بهمن 1390 09:14
سوگیلیم زولفون توکوبدور گینه اول شانه سینه قوربانام زولفونه هم زولفو گزهن شانه سینه گئجه گوندوز گزرم دلبریمین کویینی من ...چونکی یوخ منده لیاقت گئدم اول خانه سینه دالیسیجان دوشرم فیکر و خیال ایلیهرم دوشجکدیر پس هاچان سایهم اونون سایه سینه حوری جنت ده گرک دیر گورورم حورینی من تا کی گوزلر ساتاشیر گوزلرینین قاره سینه...
-
آشنایی با حیران خانم دنبلی
24 بهمن 1390 09:11
حیران خانم دختر کریمخان کنگرلوی دنبلی آخرین حاکم نخجوان از خاندان کنگرلوی دنبلی، شاعره نامدار قرن سیزدهم هجرى قمرى از زنان نامدارِ طایفه دنبلی است. از تاریخ حیات و شرح حال وى اطلاع دقیقى در دست نیست و آنچه نویسندگان و محققین در خصوص زندگانى وى به نگارش در آوردهاند متناقض میباشد. حیران ظاهراً تخلص او بوده و وى نام...
-
عشق آشناسی(شب عاشورا)
8 دی 1390 00:56
بحر بلانون بو گجه داشمیش بلاسی کفاریدن مهلت آلوب زهرا بلاسی صحرای عشقه خیره دور اهل سماوات معبودیله عشاق حق ایلور مناجات دشت بلادن عرشه چخمیش صوت آیات گرم ایلیوب عشق اهلینی قرآن صداسی چون فاش ایدوب سرّی ولی ذات خلّاق شاد و خراماندور عموم هنگ عشاق هر تک تکی اولموش اورکدن مرگه مشتاق وصله بلی مایل اولور عشق آشناسی اولموش...
-
حضرت علی اصغر(ع)
11 آذر 1390 21:52
تقدیم دوست کردم، هفتاد ماهپاره تنها به روی دستم، مانده است، یک ستاره با دستهای بسته، خوانَد قنوت ایثار با چشم نیم بازش، بر من کند نظاره شیران کارزارم، رفتند از کنارم باشد همه سپاهم این طفل شیرخواره نه اشک تا بگرید، نه شیر تا بنوشد نه نور یک نگاهش، نه تاب یک اشاره امروز در نهادم، شد تازه داغ محسن کآوردهام به همراه،...
-
خئیمهلر تالاندێ گرهک نئیلییه زینب
11 آذر 1390 21:52
خئیمهلر تالاندێ گرهک نئیلییه زینب قوشۇن خئیمییه دولدۇ گرهک نئیلییه زینب قاچیر تلّیده دردین حسینه دییه زینب گلیر آتلی پیاده خیام اوستونه بیر باش آتین شئیههسیندهن دۆشۆب لرزهیه داغ داش غَرض تلّه یئتیشدی آیاق یالێن آچێق باش حسینین گرهک اوْردا دۇرۇب سسلییه زینب یۆزۆن مقتله دۇتدۇ اوْ بانوی-ی-گرامی هارایێنا چاغێردێ...
-
قبر پاکین یاحسین مدّتدی کی ایستهر کونول
11 آذر 1390 20:56
قبر پاکین یاحسین مدّتدی کی ایستهر کونول زاره گلمیش بیر مقام آه و زار ایستهر کونول معصیت کــارم منـه تـوفیقیـن هــر گـه یـار اولور نقطهی مجرم گئدهر، دل محرم اسرار اولور قبر اکبر عاشئق منصوره پای دار اولور پایدار اولماقلیقا بیر پای دار ایستهر کونول کنج غمده بیر نفر یوخ منله هم آواز اولا آز قالیبدیر مرغ روحیم...